خدا و پدر و مادر و دیگرهیچ ..........

در این صفحه می‌توانید تمام مطالب مرتبط با «ذکر خدا در قرآن» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.

خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : قایق و دریا و خدا و پدر و مادر و دیگرهیچ .......... و غم دریا و ذکر خدا و ای کاش پدر بود و مادر

با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت خدا و پدر و مادر و دیگرهیچ .......... دسترسی پیدا کنید

قایق و دریا

دریای دلم غم دارد... قایق این دل من خالی از شادی و ماتم دارد روزها...روزهای شاد من درگذشتند آن روزها..روزهای با صفا برنگشتند در راه است آن روز تلخ و سیه روی هراسان شد دلم چهره چه زرد روی چه روزی ب...

ادامه مطلب

خدا و پدر و مادر و دیگرهیچ ..........

در بیابان به جز سایه ی خار نیست مرهمی اگر زخم داری و به دنبال مأوای این تنی به جز تیغ و خاشاک و خار نماند فراغی بر این حال زار سرابی که در خود ندارد دوا بیابانی پر زشن پر بلا صدایی می کشد زوزه ای در هوا خدایا مرا کن از این زخم کهنه رها از این جسم خسته نجاتم بده بده راه به درگاهت پناهم بده که آمد ن...

ادامه مطلب

غم دریا

تووی یک کشتی اسیری اسیر غربت اندوه غربت چشمای موجی که رود این سو و آن سو می خورد بر سنگ و صخره گیسوان سپید و زرده از غم دریا و گرده این چنین رنگینه کرده می برد مرا به ساحل با صدایی نغمه انگیز می کند شکوه ز دردش از غم زمونه لبریز آسمان بر او ببارد تا بأرد این غم ز رویش گرده و غم را بگیرد آبی و نیلی به رویش ...

ادامه مطلب

ذکر خدا

در بیابان به جز سایه ی خار نیست مرهمی اگر زخم داری و به دنبال مأوای این تنی به جز تیغ و خاشاک و خار نماند فراغی بر این حال زار سرابی که در خود ندارد دوا بیابانی پر زشن پر بلا صدایی می کشد زوزه ای در هوا خدایا مرا کن از این زخم کهنه رها از این جسم خسته نجاتم بده بده راه به درگاهت پناهم بده که آمد نوایی ز این آسمان کمی درفراغ ذکر یا رب بگو نه در زخمی و تیرگی یا بلا سرم پر زشرم افکنده شد زخود وز خدایم شرمنده شد گشود راه بر من از کرم بگفتا ببین این خدایت منم که در سختی و رنج و آه گشودمدربه رویت به فضل و دعا ز من در غمت یا خوشی همی یاد کن دلت را ز هر غصه آزاد کن دل ب...

ادامه مطلب

ای کاش پدر بود

ای کاش ......................................... ای کاش می توانستیم ذره ای شادی در دلهایمان داشته باشیم ای کاش خوشبخت ترین فرد روی کره خاکی بودیم ای کاش دنیا آنقدر بی وفا نبود ای کاش زندگی ها آنقدر بی صفا نبود ای کاش دلهایمان شاد بودند ای کاش غم هایمان خواب بودند ای کاش کودکیمان کم نبود ای کاش روزگارمان آنقدر بی رحم نبود ای کاش با تو بودن قرنی بود ای کاش بی تو بودن لحظه ای هم نبود ای کاش تو بودی و بی تو بودن نبود ای کاش واژه ای به نام غم نبود ای کاش پدر بود و پدر بود و پدر بود ...

ادامه مطلب

مادر

تو در خانه چون گلی زیبا.. شاداب و عزیز و دلربا .. ما چو پروانه به گردت.. در پرواز و شوق طبق عادت... ناگه طوفانی از راه رسید .. تو را شکست و قامتت خمید... خانه از پژمردنت بغض کرد و غم گرفت... پرهایمان سوخت.... دلهایمان ماتم گرفت.. زیبایی و برکت خانه....ناز تو بودی... آهنگ و نوای خانه.... ساز تو بودی... بی تو برکت و آن ناز ..... بی تو زیبایی و آن ساز.... برنگشتو از آن خاطرات باز... ماند یک دل و کوهی از اندوه دراز ... که دارد هر لحظه تو را نیاز... چه کنم ای دل بی تاب... زمزمه ای می آید... با من کند این راز.... بساز با این دنیا و مباز....... بساز و بساز و بساز........ روحت شاد مادر عزیزم...

ادامه مطلب